تبليغاتX
پرده ای از دنیای/ ساکن/ شیشه ای/تاریک...

پردهای از دنیای شیشه ای

 اخرین جرعه جام من به انتها نزدیک میشوم تو بخوان و تو بمان
 
 
Image and video hosting by TinyPic
 
 
همه میپرسند
چیست در زمزمه مبهم آب
چیست در همهمه دلکش برگ
چیست در بازی آن ابر سپید
روی این آبی آرام بلند
که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها
چیست در کوشش بی حاصل موج
چیست در خنده جام
که تو چندین ساعت
Photobucket - Video and Image Hosting
مات و مبهوت به آن می نگری
نه به ابر
نه به آب
نه به برگ
مه به این آبی آرام بلند
نه به این خلوت خاموش کبوترها
نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام
من به این جمله نمی اندیشم
Photobucket - Video and Image Hosting
من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد
نفس پک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح
بغض پاینده هستی را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل
همه را میشنوم
می بینم
من به این جمله نمی اندیشم
به تو می اندیشم
ای سراپا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم
همه وقت
 همه جا
من به ر حال که باشم به تو میاندیشم
تو بدان این را تنها تو بدان
تو بیا
تو بمان با من تنها تو بمان
جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب
من فدای تو به جای همه گلها تو بخند
اینک این من که به پای تو درافتاده ام باز
ریسمانی کن از آن موی دراز
تو بگیر
تو ببند
تو بخواه
پاسخ چلچله ها را تو بگو
قصه ابر هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستی تو بجوش
 من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش
 
 

|+|
 

صدای گیتارها چون بلم روی آب کارون چو قوی سبکبال میرود که در حال پرواز است بلم شکست و من در   این ابی ارام گلالود با او رفتم به تاریکی .                                داستان یک دیوانه اهن فروش : زنگ خاناش به صدا در امد کیه دیوونه کمی ایستاد گفت چی میخاهی گفت اهن غرازه دیوانه گفت چی اهن دیوانه نگاهی به اطراف انداخت گفت دارم اهن غرازه زیاد دارم. کودکیه غرازه جوانیه غرازه اندیشهای سوخته غرازه  زندگی غرازه خانهای غرازه امااا اماااا امااااااا گاهی افتاب پس از باران به این غرازها بتابد چه رنگین کمان زیبای میرقصاند بر اهن غرازهای زندگی من خندیدم چیزی نگفتم و دیوانه گفت بیا با هم بخندیم زندگی خنده داره

|+|
 
 

TinyPic image

زمان در شب خواب و بیدار است  شبها خاموش انگار بعضی ها از شبهای زیبای سیاه میترسند از صدای فریاد های صبح فردا من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد زمان در بستر شب خواب و بیدار است زیبای سیاهی تار میبندد چراقها از نسیم سرد بادهای زمستان میلرزد انگار اتفاقی خواهد افتاد روح من در این باد میلرزد دل بی تاب من در سیاهی شب از شوق پرواز فکر من لبریز میشود دل من از صدای صبح نمیتواند بخوابد ولی به هر طرف نگاه میکنم باز دارم شب رو میبینم صدای صحر از ماورای زیبای شب انگار دارد لبخند میزند گیج میشم به گوشعی کنج کز میکنم به گوشهای سرد تر از سرد سیاه تر از سیاه میشینم سرم رو روی زمین میزارم و مثل شبهای دیگر می خوابم ولی بدان که من سالهاست به امید صبح ازادی در زیبای شب اسیر ظلمت انهاشدم و سالهاست که شبها به امید صبح روزازادی با فریادهای از گوشهای کنج شنیده شده میخوابم ولی...............

|+|
 خیلی نزدیک خیلی دور
          TinyPic image

به شونه هام تکيه نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ی حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم

تو تموم خا طرا تم تو فقط مو ند نی هستی
تو تموم این ترا نه تو فقط خو ند نی هستی

TinyPic image
 
خونه خالی خونه غمگین
خونه سوت و کور بی تو
رنگ خوشبختی عزیزم
دیگه از من دوره بی تو
مه گرفته کوچه ها رو
اما سایه ی تو پیداست
می شنوم صدای شب رو
میگه اون که رفته اینجاست
تو با شب رفتی و با شب
می آی از دیار غربت
توی قلب من میمونی
پرغرور پر نجابت
حالا دست من تنها
شعر دستات میخونه
حس خوب با تو بودن
تو رگای من میمونه

دو سه شبه که چشمام به دره
خدا کنه که خوابم نبره
تو این قفس که زندون منه دلم گرفته و منتظره
خدا کنه که خوابم نبره


فردا دوباره پاییز میشه باز
دلش زغصه لبریز میشه باز

                       TinyPic image

تنها تر از همیشه  تنها تر تنهایی

 توی این اتاق ابی به فکر تو نشستم 

 تنها میخندم و تنها گریه میکنم مثل همیشه

دل پراز اشوب یک لحظه چشمامو میبندم  و در کنارم احساس میکنم

اما زیاد طول نمیکشه  تا لحظه خوب  باهم بودن  جاشو به افکار  سیاهی میده

در این شبهای پاییزی به او فکر میکنم  اما .....................

TinyPic image

 خنده و شادی واسه تو  گریه زاری واسه من

 جنگل و صحرا واسه تو

  اتاق تاریک واسه من رقص درختان واسه تو گلهای پژمرده واسه من 

خوبی برای تو بدی و شومی برای من

هرچی که دارم واسه تو

 فقط تو مال من

 


Visitor Map
Create your own visitor map!
|+|